پژوهشكده تحقيقات اسلامى

131

تاريخ انبياء ( فارسي )

كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ . ( بقره : 23 - 24 ) و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرديم شك داريد ، پس - اگر راست مىگوييد - سوره‌اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را - غير خدا - فراخوانيد . پس اگر نكرديد - و هرگز نمىتوانيد كرد - از آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد . و البته همين آيات خبر داده‌اند كه مخالفان هرگز نمىتوانند مانند آن را بياورند . آيه ديگرى نيز اعلام نموده كه اگر تمام مردم و همهء جنيان به يارى هم بشتابند ، نمىتوانند همانندى براى قرآن بياورند . « 1 » دربارهء جنبه‌هاى اعجاز اين كتاب آسمانى ، بحثهاى مفصل صورت گرفته كه بايد به كتب مربوطه مراجعه كرد . « 2 » مسائلى از جمله فصاحت و بلاغت ، اعجاز از جنبهء آورنده آن كه شخصيتى درس ناخوانده بود ، هماهنگى ميان آيات آن و عدم وجود اختلاف در آنها ، خبرهاى غيبى و طرح مسائل دقيق علمى ، نمونه‌هايى از جنبه‌هاى اعجاز اين كتاب الهى هستند . تفاوت اساسى ميان اين معجزه پيامبر اسلام و ساير معجزات پيامبران در امتيازات خاصى است كه نسبت به آن معجزات دارد ؛ به عنوان مثال معجزات ساير پيامبران نظير شفاى بيماران و زنده كردن مردگان ، تنها براى اثبات حقّانيت آنان بود و ديگر جنبهء هدايتگرى و تربيتى نداشت . در حالى كه قرآن با روح و روان انسانها سر و كار دارد و افكار بشرى را با عالىترين انديشه‌هاى الهى تغذيه مىنمايد . همچنين معجزات پيامبران الهى فقط براى مردم زمان خود ، آن هم عده‌اى محدود قابل رؤيت بوده است ، اما دسترسى به قرآن براى همگان ميسّر است و محدوديت زمانى و مكانى معجزات ديگر را ندارد و هر كس مىتواند در هر زمان و مكان اين معجزه را شاهد باشد و به عبارت ديگر اين معجزه‌اى پايدار و جاودانه است كه در هر دوره و عصرى حقانيت پيامبر اسلام ( ص ) را اثبات مىكند . پيامبر خاتم و جهانى بودن رسالتش حضرت محمد ( ص ) ، آخرين فرستاده و پيامبر الهى است كه از سوى خداوند براى هدايت بشر مبعوث شده است . اين موضوع از آيات و روايات فراوانى به دست مىآيد . قرآن مجيد به صراحت مىفرمايد :

--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) ، آيه 88 . ( 2 ) . نظير التمهيد فى علوم‌القرآن ، محمدهادىمعرفت ؛ پيام قرآن ، جمعىاز نويسندگان ، ج 8 ؛ تفسيرالميزان ، ذيل آيات مذكور .